آتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی ست نازنین
آنکه به در میکوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

خوشحالم که اومدین و به ما سر زدین ، امیدوارم ارتباطتون باهامون قطع نشه ،ما در این جا می خواهیم حرف های دانشجویان (پیام نور شیراز) رو به گوش مسولان برسونیم و مشکلات و بیان کنیم و گاهی هم از خوبی ها بگیم.
شما هم اگر حرفی یا پیشنهادی دارین می تونین برامون بفرستید تا ما از این طریق حرفتونو به مسولان و دانشجوها منتقل کنیم.
از
کتاب
کلاس
استاد
پرسنل
زمان کلاس ها
ازادی بچه ها
غذای دانشگاه
نشریه ها
فعالیت ها
اردوهای علمی یا تفریحی
انجمن ها
کانون ها
سرویس دانشگاه
فضای دانشگاه
سایت دانشگاه
اطلاع رسانی دانشگاه
و
هر مطلب دیگه ای که دوست دارید دیگران بدونن.
از همه دانشجویان برای همکاری دعوت می کنم.
پ ن:
لطفا در قسمت نظرات ایمل و ادرس خودتون و برامون بذارید اگر مایل به همکاری هستید.

سلام بر همگی
می خوام واستون یه شعر بزارم که شهریار قنبری چندین سال قبل خوند ولی هر چی فکر می کنم می بینم باز هم این شعر کاربرد خودشو داره . امیدوارم خوشتون بیاد .
لالا لالا دیگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هر ساله
هنوزم تیر و ترکش قلب و می شناسه
هنوز شب زیر سرب و چکمه بیداره
نخواب آروم دل بی خار و بی کینه
نمی بینی نشسته گلوگه تو سینه
آخه بارون که نیست ، رگبار باروته
سزای عاشقای خوب ما اینه
نترس از گلوله ی دشمن گل لادن
که پوست شیره پوست سرزمین من
اجاق سرد سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن
نخواب آروم گل بادوم ناباور
گل دل نازک خسته ، گل پرپر
بگو باد ولایت ، پرپرت کرده
دلاور پر کشیدن رو بگیر از سر
دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
مث یار دلاور نشکن از دشمن
ببین سر میشکنه تا وقتی سر داره
نذاشتن همصدایی رو بلد باشیم
نذاشتن هرجا با همدیگه بد باشیم
کتابای سفید و دوره میکردیم
که فکر شب کلاهی از نمد باشیم
نگو رفت تا هزار آفتاب ، هزار مهتاب
نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
بخون با من نترس از گلوله ی دشمن
بیا بیرون ، بیا بیرون از این مرداب
نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
نگو تقدیر ما صدتا گره داره
به پیغام کلاغای سیاه شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمیاره
نخواب وقتی که همبغضت به زنجیره
نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
بخون با من ، بیا تا من ، نگو دیره
سکوت شیشه های شب غمی داره
ولی خشم تو مشت محکمی داره
عزیز جمعه های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
عزیز جمعه های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
یادداشتی از مهدی محمودیان
بچه ها چرا یک گوشه نشسته اید؟ چرا غمگینید؟ مگر چه شده است؟
آهان، حتما به یاد نداها هستید؟ به یاد سهراب ها هستید؟ به یاد اشکان ها و محمدها غمگینید؟
نکند به یاد عزیزان در بندتان اینگونه زانوی غم بغل کرده اید؟
نکند دلتان برای جنب و جوش نورمحمدی تنگ شده است؟ نکند برای خنده های حمزه و یا شوخی های حسین موسوی دلتان تنگ شده است؟
نکند به یاد خنده های شهاب عزیز، یا توجیه های تاج زاده برای شرکت در انتخابات و یا یاد سعید شریعتی دلتان را غمگین کرده است؟
نمی دانم شاید برای کوه رفتن با صفایی فراهانی دلتان تنگ شده است یا برای شیرکوند عزیز و یا برای خدایاری مهربان دلتان تنگ شده است؟
شاید هم دلتان حزب می خواهد و دور هم جمع شدنهای قشنگ آن روزها؟
بچه ها، می دانید که دوستان و عزیزانمان برای چه هدفی در سیاه چالهای تاریک اندیشان، گرفتارند؟
بچه ها یادتان است همه تلاشهایمان برای چه بود؟
یادتان هست دردمان در حزب این بود که چرا نمی توانیم دمکراسی را برای مردم ترجمه کنیم؟
یادتان هست غصه می خوردیم و رنج می کشیدیم از اینکه مردم چرا برای آزادی فریاد نمی کشند؟
یادتان هست غصه می خوردیم چرا مردم برای گران شدن روغن نباتی فریاد می کشند و برای آزادی نه؟
یادتان هست........
بچه ها یادتان هست هدفمان چه بود؟ یادتان هست می خواستیم دمکراسی، حقوق بشر و.... را در جامعه گسترش دهیم؟
بچه ها یادتان است، هدفمان رسیدن به ایرانی بود که دغدغه مردمش آزادی باشد و دمکراسی و خواسته شان حقوق بشر؟ یادتان هست؟
بچه ها اگر هدفمان این ها بوده است که بوده، پس چرا نشسته اید و
زانوی غم بغل کرده اید؟ بچه چرا نشسته اید؟ چرا جشن نمی گیرید؟ چرا سکوت
کرده اید؟
این روزها روز جشن و شادی است
گوش کنید! خوب گوش کنید؟ می شنوید؟
"یا مرگ یا آزادی"، برادر شهیدم رای تو پس می گیرم".
خوب گوش کنید:"زندانی سیاسی آزاد باید گردد"
نه!! خوب گوش کن!
این صدای چند صد نفر دانشجو نیست. این صدای چند نفر جوان که از روی
سیری فریاد می زنند نیست. این صدای میلیون ها ایرانی سبز اندیش است که
فریاد می زنند "الله اکبر".
آنجا را ببین او شجریان است ، آن طرف
مجید مجیدی است و آن طرف، بازیکنان تیم ملی هستند، آن طرف را ببین مراجع
تقلید هم آمده اند، ببین زن و مرد و پیر و جوان، روحانی، بقال، قصاب،
پزشک، نانوا، مهندس. خوب نگاه کن همه آمده اند.
آری این صدای میلیون ها ایرانی است که فریاد می زنند:"زندانی سیاسی آزاد باید گردد."
بچه ها باور کنید ما به هدفمان رسیده ایم.
بچه ها باور کنید امروز حقوق بشر و دمکراسی فقط خواست ما نیست.
خوب ببینید آنجا خانه نانوا است، آنجا خانه قصاب است، آنجا خانه خیاط است، گوش کنید:"یا مرگ یا آزادی"
بچه ها بخدا ما پیروز شدیم. این صدای الله اکبر از حلقوم خونی ندا می آید. این صداها از سینه های سوراخ سوراخ شهیدانمان بیرون می آید، گوش کنید "یا مرگ یا آزادی"
بخدا من صدای تاج زاده، میردامادی، سلیمانی و خدایاری را می شنوم. گوش کنید صدای سعیدها و حسین ها را. نمی شنوید در کوچه ها فریاد یا مرگ یا آزادی سر می دهند؟ خوب گوش کنید.
بچه ها می بینید تاج زاده ها را حجاریانها و رمضان زاده ها را، دیدید نداها و سهراب ها را، حالا نوبت ماست.
بچه ها ما باید دوباره پیشقدم باشیم. مردم آمده اند و با خونشان آهنگ زیبای "یا مرگ یا آزادی" را سروده اند. نوبت ماست این بار برای تحقق دمکراسی و حقوق بشر در ایران قدمی بزرگ تر برداریم.
حزبمان را بسته اند اما باید خانه هایمان را به دفاتر حزب تبدیل کنیم و هر کداممان می توانیم یک میردامادی باشیم، هر کداممان می توانیم یک رمضان زاده باشیم و حجاریان، و باید باشیم.
بچه ها باید خود را برای روز پیروزی نهایی آماده کنیم.
شب هرچه سیاه تر باشد سحر دلپذیرتر است.
منبع : نوروز
امروز روز تنفیذ رئیس جمهور میرحسین موسوی است .
امروز روزی است که مردم ایران اعلام خواهند کرد که چه کسی رئیس جمهورشان است .
امروز ما تنفیذ میکنیم . امروز ما اعلام خواهیم کرد که رئیس جمهور ما کیست .
امروز روز نکبت است اما نه برای ما . بلکه برای کودتا و حامیانش .
امروز روزی خواهد بود که مردم ایران یکبار دیگر به خودشان ثابت خواهند کرد میتوانند پایه های ستم و ظلم را بلرزانند . به خودمان ثابت خواهیم کرد که پس از سی سال نه تنها نمرده ایم بلکه جوانه زده ایم و نهالی شده ایم سبز و سربلند و جنگلی به پا خواهیم کرد سرفراز و عاری از سیاهی نام آنها .
امروز روز قدرت نمایی ماست .
امروز ما همه با هم هستیم .
این مختصر اطلاعات را من از کتاب و زین انسان و فرشته دن بروان به دست آوردم رمان جالبی است
با الهام از این عقیده طرحی من برای سایت طراحی کردم دوست دارم شما دوستان هم اگه طرحی دارید بگذارید .
اشراقیون به ۴ عنصر آب خاک هوا و آتش معتقد بودند



اما بگذریم به نظر شما این مسولین گرامی دارن چکار میکنن معلو میشه نمرات تستی خیلی از درس ها را هنوز نزدن نمراتی که کافیست رایانه تصحیح کنه برا اساس اطلاعات غلط من از اخرین امتحان که گیرم ۱۰ تموم شده ۲۴ روز وقت داشتن که اگر هر پاسخ نامه در ۱ دقیقه تصحیح میشد الان می تونستیم تنها با یک دستگاه تصحیح ۳۴۵۶۰ پاسخنامه را تصحیح کنیم ! که این دستگاه ها به ۴ عدد میرسه یعنی حدود ۱۵۰۰۰۰ پاسخ نامه میتونن تصحیح شوند
امام نمیدونم دارن چکار میکنن دو تا از درس های من میزنه که هنوز پاسخ نامه طراحی نشده !! نمیدونم شاید سواد ندارن تصحیح کنند .
این هم از وضعیت سایتشون

